عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
51
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
ملاحظات 1 - طبرى در ادامهء سخن ، به اين مهم مىرسد كه امّى ، كسى است كه نمىنويسد . تفصيل را ببينيد در : رژى بلاشر ، در آستانهء قرآن ، ترجمان محمود راميار ، ص 22 ، دنبالهء زير نويس بلاشر به قلم مترجم . 2 - پيامبر ( ص ) عادت به نوشتن نداشته است و از آن جايى كه تمام كمالات در او جمع است و بىسوادى ، عيب و نقص ، پس پيامبر ( ص ) از اين نقص هم مبرّاست . تفصيل را ببينيد در : محمد هادى معرفت ، تاريخ قرآن ، صص 26 - 27 . هر چند كه قاضى عيّاض عدم كتابت و قرائت را براى پيامبر ( ص ) نقص نمىشمارد جلال الدين عبد الرحمن السيوطي ، الرياض الانيقة فى شرح اسماء خير الخليقة ، ص 118 به نقل از الشفاء قاضى عيّاض . در نگاهى ديگر پيامبر امّى به معناى پيامبرى جهانى است كه براى همهء مردم مبعوث گشته است به ديگر بيان نبى امى يعنى نبى اممى . تفصيل را ببينيد در : عبد الرحمن بدوى ، الدفاع عن القرآن ضد منتقديه ، فصل نخست . 3 - گفته شده است كه بخشى از آيهء 93 سورهء انعام ( 6 ) وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ اشاره به « عبد اللّه بن ابى سرح » دارد . او مىگفت : اگر محمد در آنچه مىگويد ، صادق باشد ، آنچه بر او وحى مىشود بر من نيز وحى مىشود و اگر دروغزن باشد ، من هم همان چيزى را مىگويم كه او مىگويد . . . على بن احمد الواحدى ، اسباب النزول ، ص 126 . جلال الدين عبد الرحمان السيوطى ، لباب النقول فى اسباب النزول ، ص 103 . تفصيل شأن نزول آيات مربوط به عبد اللّه بن ابى سرح را ببينيد در : محمد هادى معرفت ، التمهيد ، ج 1 ، صص 174 - 175 .